السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

390

تفسير الميزان ( فارسي )

فرمودند : منظور از صلاة وسطى ، نماز ظهر است . « 1 » مؤلف : اين معنا از ائمه اهل بيت در رواياتى كه از ايشان نقل شده به كلمه واحد آمده است ، و بين روايات ائمه ، هيچ اختلافى ديده نمىشود ، بله ، در بعضى از آنها آمده است كه منظور از آن نماز جمعه است ولى چيزى كه هست اينكه : از همانها نيز استفاده مىشود كه ظهر و جمعه را يك نوع گرفته‌اند ، و عبارت از نماز نيمه روز كه در جمعه به صورتى و در غير جمعه به صورتى ديگر خوانده مىشود دانسته‌اند ، نه اينكه مانند نماز صبح و ظهر دو نوع نماز و مربوط به دو وقت باشد ، هم چنان كه اين معنا در كافى و تفسير عياشى از زراره از امام باقر ع آمده و عبارت روايت كافى چنين است : خداى تعالى فرموده : * ( « حافِظُوا عَلَى الصَّلَواتِ وَالصَّلاةِ الْوُسْطى » ) * ، و منظور از نماز وسطى نماز ظهر است ، يعنى اولين نمازى كه رسول خدا ( ص ) خواند ، كه از دو جهت وسطى ناميده شده ، يكى از اين جهت كه درست در وسط روز خوانده مىشود و دوم اينكه ، بين نماز صبح كه اول روز است ، و نماز عصر كه اواخر روز است قرار دارد . آن گاه فرمود : اين آيه وقتى نازل شد كه رسول خدا ( ص ) در سفر بود و در سفر در ركعت دوم قنوت خواند ، و آن دو ركعت را در سفر و حضر ( غير سفر ) به همان حال باقى گذاشت ، و براى شخص مقيم و غير مسافر دو ركعت ديگر اضافه كرد ، و همين دو ركعت اضافى ظهر را در روز جمعه به خاطر دو خطبه اى كه در نماز جمعه واجب است ، و نيز براى اينكه بايد آن دو خطبه را امام بخواند از نماز ظهر روز جمعه برداشت ، از اين جهت كسى كه ظهر جمعه ، نماز را بدون جماعت بخواند ، بايد مانند روزهاى ديگر چهار ركعت بخواند . . . و اين روايت بطورى كه ملاحظه مىكنيد ظهر و جمعه را يك نماز دانسته و حكم مىكند به اينكه هر دو نماز وسطى هستند ، ولى بيشتر اين روايات سندهايشان از وسط بريده است ، بعضى هم كه سندش تمام است متن آن خالى از تشويش و اضطراب نيست ، مانند همين روايت كافى كه از يك طرف مىگويد در نماز ظهر قنوت خواند ، و آن دو ركعت را در سفر و حضر به همان حال گذاشت . و از طرف ديگر مىگويد : براى شخص مقيم دو ركعت ديگر اضافه كرد ، به اينكه حضرى هم مقيم است ، و بايد چهار ركعت نماز بخواند ، از همه اينها گذشته اصلا انطباق روايات بر آيه شريفه واضح نيست ، و خدا مىداند .

--> ( 1 ) كافى ، ج 3 ، ص 271 و فقيه ، ج 1 ، حديث 600 و تفسير عياشى ، ج 1 ، ص 127